دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، یک ماه پس از آغاز تجاوز نظامی به ایران، در نطقی که فاقد هرگونه راهبرد جدید بود، صرفاً به تکرار تهدیدهای گذشته و دستاوردسازیهای بیاساس پرداخت. او با تهدید به بازگرداندن ایران به «عصر حجر» و حمله به زیرساختهای غیرنظامی، عملاً بنبست استراتژیک و ناکامی در تحقق اهداف جنگ را به نمایش گذاشت. این سخنرانی که سرشار از تناقض، انتقاد از متحدان و تلاش برای فریب افکار عمومی بود، تصویر یک فرمانده تنها و مستأصل را ترسیم کرد.
نمایش پیروزی برای پنهان کردن شکست
یک ماه پس از آغاز تجاوز نظامی مشترک با اسرائیل، دونالد ترامپ در نخستین سخنرانی خود خطاب به ملت آمریکا، هیچ محتوای جدیدی برای ارائه نداشت. او با لحنی پیروزمندانه مدعی شد: «تنها 1 ماه از آغاز عملیات «خشم حماسی» گذشته و نیروهای مسلح ما پیروزیهای سریع، قاطع و چشمگیری را در میدان نبرد به دست آوردهاند». ترامپ در حالی از نزدیک شدن به مراحل پایانی اهداف راهبردی سخن گفت که به دلیل آغاز این جنگ، با فشار سنگین افکار عمومی و کنگره مواجه است. او با تکرار ادعاهای 4 هفته اخیر خود درباره عملکرد 47 ساله جمهوری اسلامی، عملاً ناکامی در دستیابی به اهداف این تجاوز را تأیید کرد.
توجیه جنگ با تکرار اتهامات گذشته
رئیسجمهور آمریکا برای توجیه اقدامات نظامی خود، بار دیگر به سیاستهای دولتهای پیشین حمله کرد. او توافق هستهای دولت اوباما (برجام) را یک «فاجعه» خواند و مدعی شد پرداخت 1.7 میلیارد دلار پول نقد برای خرید وفاداری ایران ناموفق بوده است. ترامپ همچنین ترور سردار قاسم سلیمانی را یکی از مهمترین اقدامات خود برای متوقف کردن ایران توصیف کرد. وی در اظهاراتی متناقض، ضمن تکرار اتهامات، به هوش و نبوغ سردار سلیمانی اذعان کرد و گفت: «اگر (سردار) سلیمانی زنده میماند، ایران شاید در موقعیتی بسیار بهتر و قدرتمندتر قرار میگرفت.» او افزود اگر برجام را لغو نکرده بود، امروز نه خاورمیانهای وجود داشت و نه اسرائیلی.
دستاوردسازی از «عملیات چکش نیمهشب»
ترامپ در تلاش برای ساختن تصویری از موفقیت، به جزئیات حملات نظامی اشاره کرد. او ادعا کرد به دلیل رد دیپلماسی از سوی ایران، در ماه ژوئن دستور حمله به تأسیسات مهم هستهای ایران را در قالب «عملیات چکش نیمهشب» صادر کرده است. وی با تحسین عملکرد بمبافکنهای بی-2، مدعی شد: «ما آن تاسیسات هستهای را کاملا نابود کردیم.» او افزود که ایران پس از آن حملات، تلاش کرد برنامه هستهای خود را در مکانی دیگر بازسازی کرده و به ساخت انبوه موشکهای بالستیک روی آورد تا مانع از مقابله با برنامه هستهای خود شود.
تشدید تهدیدها در سایه استیصال راهبردی
اوج استیصال ترامپ در بخش تهدیدهایش نمایان شد. او با تکرار عبارت معروف خود گفت: «در 2 تا 3 هفته آینده ضربات بسیار سختی به آنها وارد میکنیم و آنها را به عصر حجر، جایی که به آن تعلق دارند باز میگردانیم.» این اظهارات که نقض آشکار قوانین بینالمللی بشردوستانه است، با تهدید به حمله همزمان به تمام نیروگاههای تولید برق ایران در صورت عدم دستیابی به توافق، تشدید شد. او همچنین با ادعای نظارت ماهوارهای بر تأسیسات هستهای ایران، تهدید کرد هر حرکت کوچکی را بیدرنگ هدف قرار خواهد داد.
سردرگمی در کاخ سفید: از ادعای مذاکره تا انتقاد از متحدان
سخنرانی ترامپ به وضوح سردرگمی سیاسی کاخ سفید را به نمایش گذاشت. او در حالی که از «ضربات بسیار سخت» سخن میگفت، همزمان مدعی شد که مذاکرات در جریان است. پیش از سخنرانی نیز در اظهاراتی طنزآمیز، مسئولیت شکست احتمالی مذاکرات را بر عهده معاونش، «جی دی ونس»، انداخت و اعتبار هرگونه توافق احتمالی را برای خود دانست. علاوه بر این، ترامپ با عصبانیت از متحدان ناتو به دلیل عدم مشارکت در طرح بازگشایی تنگه هرمز انتقاد کرد و آنها را «متحدان بسیار بد» خواند.
پسزمینه درگیری و نقض قوانین بینالمللی
تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران از نهم اسفند 1404 (28 فوریه 2026) آغاز شد، در حالی که مذاکرات غیرمستقیم میان دو کشور در جریان بود. در پاسخ، ایران در چارچوب حق دفاع مشروع، مواضع نظامی و امنیتی اسرائیل و پایگاههای آمریکایی در منطقه را هدف قرار داده است. دولت آمریکا که پیامدهای اقتصادی جنگ، به ویژه در تنگه هرمز را دستکم گرفته بود، اکنون به دنبال راه خروج از این بحران است. حملات به زیرساختهای غیرنظامی و مردم ایران و ترور مقامات رسمی، جنایت جنگی و نقض آشکار قوانین بینالمللی محسوب میشود.
***
نطق ترامپ، بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، سندی از بنبست استراتژیک و افزایش ریسکهای اقتصادی است. تهدید صریح به نابودی زیرساختهای حیاتی انرژی (نیروگاههای برق)، سیگنالی خطرناک به بازارهای جهانی است که میتواند منجر به جهش قیمت نفت و بیثباتی بلندمدت شود. تناقض میان ادعای مذاکره و تهدید نظامی، فضای عدم اطمینان را برای سرمایهگذاران تشدید میکند. انتقاد علنی از ناتو نیز نشاندهنده انزوای دیپلماتیک واشنگتن است؛ این انزوا به معنای آن است که آمریکا باید بار اقتصادی سنگینتری از این درگیری را به تنهایی به دوش بکشد و این امر فشار بر اقتصاد داخلی آمریکا را به شدت افزایش خواهد داد.