تحلیل پایگاه خبری «میدل ایست آی» هشدار میدهد که جنگ احتمالی آمریکا و اسرائیل علیه ایران میتواند به نقطه عطف افول قدرت جهانی ایالات متحده تبدیل شود. این تحلیل تفاوت بنیادین درگیری با یک قدرت دولتی منسجم مانند ایران را با جنگهای پیشین آمریکا علیه گروههای نامنظم برجسته میکند. بر اساس این گزارش، راهبرد نامتقارن ایران با تمرکز بر نقاط حساس اقتصاد جهانی، مانند جریان انرژی، میتواند پایههای نظم مالی تحت رهبری آمریکا را به چالش بکشد. این سناریو به شکل هشدارآمیزی با بحران سوئز برای امپراتوری بریتانیا مقایسه شده است که ضعف واقعی آن را آشکار ساخت.
تقابل با یک قدرت دولتی؛ چالشی بیسابقه
تحلیل میدل ایست آی تأکید میکند که درگیری نظامی با ایران، ماهیتی کاملاً متفاوت با جنگهای پیشین آمریکا در خاورمیانه دارد. در بسیاری از منازعات گذشته، ایالات متحده با گروههای پراکنده یا نیروهای نامنظم مواجه بود. اما در بحران کنونی، آمریکا برای نخستین بار با یک قدرت دولتی سازمانیافته روبرو شده است. این ساختار نظامی منسجم توانایی ادامه یک جنگ فرسایشی، بازسازی سریع ظرفیتها و حفظ توانمندیهای دفاعی خود را در بلندمدت دارد.
راهبرد نامتقارن؛ هدفگیری اقتصاد جهانی
این گزارش به راهبرد نامتقارن ایران به عنوان یک عامل کلیدی اشاره میکند. این استراتژی به جای تمرکز بر رویارویی مستقیم نظامی، نقاط حساس و شریانهای حیاتی اقتصاد جهانی را هدف قرار میدهد. جریان انرژی در خلیج فارس و مسیرهای کلیدی کشتیرانی بینالمللی، اهدافی هستند که هرگونه اختلال در آنها میتواند فشاری غیرقابل تحمل بر پایههای اقتصاد جهانی و نظم مالی تحت رهبری آمریکا وارد کند. چنین اقدامی پیامدهای گستردهای برای ثبات بازارهای بینالمللی به همراه خواهد داشت.
بحران سوئز؛ یک مقایسه تاریخی هشدارآمیز
نویسنده تحلیل، این جنگ احتمالی را با بحران سوئز در دهه 1950 برای امپراتوری بریتانیا مقایسه میکند. بحران سوئز نقطهای بود که ضعف واقعی قدرت نظامی و سیاسی بریتانیا را در صحنه جهانی آشکار کرد و روند افول امپراتوری آن را به شکلی برگشتناپذیر تسریع نمود. از این منظر، درگیری نظامی با ایران نیز میتواند همان نقش را برای آمریکا ایفا کند؛ لحظهای که محدودیتهای واقعی قدرت واشنگتن را به نمایش میگذارد و فرسایش هژمونی آن را سرعت میبخشد.
قدرت نظامی به تنهایی کافی نیست
تاریخ نشان داده است که حفظ سلطه جهانی تنها با اتکا به قدرت نظامی ممکن نیست. زمانی که قدرت نظامی فاقد مشروعیت سیاسی باشد و استفاده بیمهار از زور به یک رویه تبدیل شود، نه تنها مانع افول یک امپراتوری نمیشود، بلکه آن را تسریع میکند. بر اساس این تحلیل، امپراتوریها اغلب زمانی سقوط میکنند که دچار غرور و اعتماد بیش از اندازه شده و قدرت خود را بیش از حد واقعی ارزیابی میکنند. درگیری با ایران ممکن است همان نقطهای باشد که این اشتباه محاسباتی را برای آمریکا رقم بزند.
***
تحلیل «میدل ایست آی» ابعاد اقتصادی عمیقی را در پس یک درگیری نظامی آشکار میسازد. این گزارش نشان میدهد که چالش اصلی برای آمریکا نه یک شکست نظامی، بلکه فروپاشی نظم اقتصادی است که خود آن را پایهگذاری کرده است. هدف قرار گرفتن امنیت انرژی و آزادی کشتیرانی در خلیج فارس، به طور مستقیم ستونهای اصلی اقتصاد جهانی و اعتماد به دلار به عنوان ارز ذخیره را تضعیف میکند. این سناریو یک جنگ اقتصادی تمامعیار است که میتواند هزینههای بیمه، حملونقل و انرژی را به سطوح بحرانی برساند. در چنین شرایطی، افول قدرت آمریکا نه یک فرآیند سیاسی تدریجی، بلکه یک شوک اقتصادی سریع خواهد بود که مشروعیت رهبری آن را در سطح جهانی زیر سؤال میبرد.