محمدرضا سعیدی، مدیرعامل شستا، در همایش مدیران عامل شرکت سرمایهگذاری سیمان تامین (سیتا) بر لزوم تغییر استراتژیهای سنتی در صنعت سیمان تاکید کرد. وی اعلام کرد که آینده این صنعت تحولیافته، تنها با افزایش ظرفیت تولید رقم نمیخورد. بلکه خلق ارزش، ارتقای بهرهوری و توسعه صادرات، مهمترین الزامات رقابتپذیری در عصر حاضر هستند.
حرکت به سمت اکوسیستم نوین با پیادهسازی معماری امکانها
مطالعات انجامشده نشان میدهد که صنعت سیمان باید از نگاه صرف به مدیریت داراییها عبور کند. شرکتها باید به سمت مدل مدیریت مبتنی بر «معماری امکانها» حرکت کنند. این به معنای سرمایهگذاری برای آیندهسازی به جای تمرکز مفرط بر اداره سنتی داراییها است. این آیندهنگری تنها با تمرکز بر اکوسیستم صنعتی معنا مییابد. مأموریت اصلی سیتا خلق ارزش پایدار برای سرمایهگذاران است و این نشستها فرصتی برای طراحی آینده این صنعت محسوب میشود.
فلسفه هلدینگداری و لزوم همافزایی فراتر از عملکرد مستقل
فلسفه وجودی هر هلدینگ، خلق ارزشی است که شرکتهای زیرمجموعه بهتنهایی قادر به ایجاد آن نباشند. ارزشی که سیتا خلق میکند باید از مجموع ارزش تکتک شرکتهای تابعه بیشتر باشد. این هدف بزرگ از طریق تدوین راهبرد مشترک و حرکت در مسیر واحد محقق میشود. تقویت همافزایی، خرید و صادرات مشترک، انتقال دانش، اشتراکگذاری منابع و تخصیص بهینه سرمایه از الزامات این مسیر است. وظیفه اصلی مدیران سیتا صرفاً اداره کارخانهها نیست، بلکه «معماری سرمایه» است.
حضور فعال در بازارهای منطقهای جهت ارزآوری برای کشور
بازار داخلی سیمان ظرفیت محدودی دارد و رشد آینده شرکتها در گرو حضور مؤثر در بازارهای منطقهای است. با توجه به محدودیتهای ارزی ایجادشده در پی جنگ اخیر، شرکتها باید نقش فعالتری در بازارهای پیرامونی ایفا کنند. این حضور فعال به تأمین ارز مورد نیاز کشور، بهویژه برای واردات غذا و دارو کمک میکند. فشارها و تحریمها میتوانند به محرکی برای نوآوری تبدیل شوند. تجربه جهانی نشان میدهد نوآوریهای بزرگ در شرایط سخت شکل میگیرند.
اتخاذ تصمیمات دادهمحور و سرمایهگذاری بر منابع انسانی
حفظ، توسعه و ایجاد انگیزه در سرمایه انسانی در اولویت برنامههای مدیریتی شستا قرار دارد. کیفیت مدیریت و توانایی خلق ارزش، اهمیت بسیار بیشتری نسبت به توسعه فیزیکی ظرفیتها دارد. انتظار شستا آن است که تصمیمات مدیریتی بر پایه داده، تحلیل و بهرهوری اتخاذ شود. تصمیمگیری بر اساس حدس و گمان در مدیریت مدرن جایگاهی ندارد. بهزودی با همکاری دانشگاههای برتر کشور، برنامه جامعی برای جانشینپروری و توسعه رهبران آینده آغاز خواهد شد.
رهبری اصیل به عنوان بستر اصلی تحول و نوآوری سازمان
تحقق تمام اهداف راهبردی منوط به برداشتن یک امر مهم زمینمانده یعنی «رهبری اصیل» است. الگوهای رهبری کاریزماتیک یا تحولآفرین زمانی ارزشمند هستند که بر پایه اصالت شکل بگیرند. این الگوی رهبری بر سه اصل صداقت در هویت، تعالی در عملکرد و یکپارچگی در رفتار استوار است. رهبران اصیل خود واقعیشان را میشناسند، مطابق ارزشهای اخلاقی عمل میکنند و پیش از تصمیمگیری همه دیدگاهها را منصفانه بررسی میکنند.
نتایج پژوهشی پیادهسازی الگوی رهبری اصیل در شرکتها
پژوهشها نشان میدهد شاخص بهبود در سازمانهای با رهبری اصیل موجب افزایش قابل ملاحظه نرخ ماندگاری کارکنان کلیدی میشود. این الگو خلاقیت تیمی را افزایش و هزینههای نظارت و کنترل را کاهش میدهد. افزایش تعهد سازمانی کارکنان و گزارشدهی زودهنگام خطاها از دیگر دستاوردهای این سبک مدیریتی است. اصالت رهبران اعتماد ایجاد میکند و این اعتماد، منشأ اصلی عملکرد و موفقیت پایدار سازمان است.
***
رویکرد جدید مدیریت شستا نشاندهنده یک چرخش استراتژیک از «کمیتگرایی» به سمت «ارزشآفرینی کیفی» در شرکتهای زیرمجموعه است. تاکید بر مفهوم «معماری امکانها» و «معماری سرمایه»، سیتا را از یک ناظر مالی صرف به یک معمار زنجیره ارزش تبدیل میکند. با توجه به اشباع بازار داخلی سیمان و چالشهای ارزی ناشی از تنشهای منطقهای اخیر، تمرکز بر صادرات مشترک پیوند پایداری میان سودآوری شرکت و منافع کلان ملی ایجاد میکند. پیادهسازی سیستم تصمیمگیری دادهمحور و مدل رهبری اصیل، ریسکهای نظام حاکمیت شرکتی را کاهش داده و راندمان سرمایهگذاری سرمایهگذاران را در بلندمدت بهبود میبخشد.