شبکه انبیسی نیوز آمریکا در گزارشی، محمدباقر قالیباف را رقیب جدید دونالد ترامپ در عرصه جنگ رسانهای معرفی کرد. بر اساس این تحلیل، قالیباف با بهکارگیری استراتژی مشابه ترامپ، شامل استفاده از میمها و کنایههای تند، به طور مستقیم به مقابله با رئیسجمهور آمریکا پرداخته است. این رویکرد، چهرهای متفاوت از تقابل دو کشور را به نمایش میگذارد که در آن، نبرد در فضای مجازی و رسانه اهمیتی همسطح با سایر عرصهها پیدا کرده است.
انعکاس تقابل در رسانههای آمریکا
شبکه خبری انبیسی نیوز آمریکا در تحلیلی به بررسی ابعاد جدیدی از جنگ رسانهای میان ایران و ایالات متحده پرداخت. این رسانه گزارش داد دونالد ترامپ که به دلیل استفاده گسترده از رسانههای اجتماعی و پیامهای مستقیم شناخته میشود، با رقیب جدیدی در این عرصه مواجه شده است. انبیسی نیوز به صراحت از محمدباقر قالیباف به عنوان شخصیتی نام برد که در این جنگ اطلاعاتی و روانی، درست مقابل رئیسجمهور آمریکا ایستاده است.
استراتژی مشابه؛ سلاحهای مشترک در جنگ روایتها
نکته قابل توجه در تحلیل انبیسی نیوز، تاکید بر شباهت شدید رویکرد ارتباطی قالیباف با استراتژیهای خود ترامپ است. قالیباف با انتشار میمهای اینترنتی و بهکارگیری طعنهها و کنایههای تند، دقیقاً از همان ابزارهایی استفاده میکند که ترامپ برای تسلط بر فضای رسانهای به کار میبرد. این استراتژی نشاندهنده درک عمیق از ماهیت ارتباطات در دوران جنگ و تلاش برای مقابله با حریف با استفاده از سلاحهای خودش در جنگ روایتها است.
قالیباف به عنوان رقیب مستقیم ترامپ
این گزارش پا را فراتر گذاشته و قالیباف را نه یک پاسخدهنده منفعل، بلکه یک «رقیب» برای ترامپ در این حوزه معرفی میکند. این عنوان به این معناست که او توانسته به صورت فعالانه در فضای رسانهای کنشگری کند و صرفاً در جایگاه واکنش به اقدامات طرف مقابل قرار نگیرد. این رویکرد، تقابل را از یک درگیری یکطرفه به یک نبرد دوجانبه در عرصه رسانه تبدیل کرده و توجه تحلیلگران آمریکایی را به خود جلب نموده است.
***
گزارش انبیسی نیوز نشانگر تحول ماهیت درگیریهای بینالمللی در قرن 21 است. جنگ رسانهای و نبرد روایتها، به عنوان یک ابزار کمهزینه و پرنفوذ، به بخش جداییناپذیر استراتژیهای ملی تبدیل شده است. از منظر اقتصادی، این نوع تقابل بسیار مقرونبهصرفهتر از درگیریهای نظامی یا تحریمهای گسترده اقتصادی است. یک کمپین موفق رسانهای یا یک میم وایرال شده، میتواند با هزینهای نزدیک به صفر، بر افکار عمومی جهانی تأثیر بگذارد، سرمایهگذاران بینالمللی را دچار تردید کند و فضای روانی بازارهای مالی را تحتالشعاع قرار دهد. استراتژیای که انبیسی به قالیباف نسبت میدهد، نمونهای از بهکارگیری قدرت نرم برای دستیابی به اهداف راهبردی با حداقل هزینه اقتصادی است.
