پایان عصر امنیت اجارهای در خلیج فارس؛ دکترینِ قالیباف برای خلع یدِ امنیتی واشنگتن از جغرافیای قدرت
دکتر محمدباقر قالیباف با معرفی دکترین «امنیت تولیدی»، رسماً پایان اعتبار مدل «پتروامنیت» در خلیجفارس را اعلام کرد. رئیس مجلس در این مانیفست استراتژیک، با کالبدشکافی ناکارآمدی پایگاههای آمریکا در جنگ رمضان، بر ضرورت جایگزینی امنیت کرایهای با اقتدار بومی تأکید کرد. وی با تبیین پیوند ناگسستنی میان «سود اقتصادی مشترک» و «ثبات مرزی»، ایده «امنیتِ منهای آمریکا و اسرائیل» را تنها مسیر صیانت از داراییهای جهان اسلام و تبدیل منطقه به قطب اول سرمایهگذاری جهان معرفی کرد.
کالبدشکافی سقوط «پتروامنیت»؛ چرا امنیتِ اجارهای در بحران فرو ریخت؟
دهههاست که تصور باطلی بر منطقه حاکم شده که امنیت را میتوان با دلارهای نفتی از زرادخانههای غربی خریداری کرد. اما تجربه جنگ رمضان و انفعال پایگاههای ایالات متحده در برابر تهدیدات واقعی، ثابت کرد که این «پتروامنیت» تنها سرابی برای غارت ثروتهای ملی است. قالیباف با اشاره به حمله اسرائیل، به کشورهای میزبانِ پایگاههای آمریکا نشان داد که این زیرساختها نه برای دفاع از همسایگان، بلکه به عنوان «اسب تروایِ صهیونیسم» برای توسعهطلبی از نیل تا فرات طراحی شدهاند. این فروپاشیِ معنایی، لزوم گذار به مدلی را دیکته میکند که در آن امنیت، نه یک کالای وارداتی، بلکه محصولِ اراده و توان داخلی باشد.
دکترینِ امنیتِ تولیدی؛ همافزایی «میدان» و «بازار»
در قلب گفتمان جدید رئیس مجلس، مفهوم «امنیت تولیدی» قرار دارد؛ مدلی که در آن امنیت از مسیر پیوند زدن منافع اقتصادی همسایگان به یکدیگر تولید میشود. در این رویکرد، پایداریِ بورس، انرژی و زیرساختها، خود به عامل بازدارندگی تبدیل میشوند. جمهوری اسلامی ایران با عبور از ادبیات رعبآفرین استکبار، ثابت کرده است که با اتکا به «قدرت درونی»، میتوان ائتلافهای بزرگ نظامی را به استیصال کشاند. اکنون زمان آن رسیده که این قدرت نظامی با توافقات امنیتی-اقتصادی چندجانبه میان کشورهای مسلمان ادغام شود تا راه بر هرگونه نفوذ و ناامنسازی خارجی بسته شود.
انتخاب تاریخی خلیجفارس؛ ثبات بومی یا فرار دائمی سرمایه
هشدار نهایی به پایتختهای منطقه روشن است: اصرار بر مدل شکستخورده ائتلاف با رژیم صهیونیستی و آمریکا، تنها به تخریب زیرساختها و «کوچ دائمی سرمایهگذاران» میانجامد. ایران به عنوان قدرتی که ماندنی است، دست برادری خود را برای ساختن امنیتی دراز کرده که توسط خودِ منطقه تضمین شود. این امنیت، برخلاف مدلهای غربی، «هزینهمحور» نیست بلکه «ثروتآفرین» است؛ چرا که با حذف تنشهای تحمیلی، هزینههای لجستیک و ریسک سرمایهگذاری را به حداقل میرساند و خلیجفارس را به پناهگاه امن زنجیره ارزش جهانی تبدیل میکند.
* متن یادداشت رئیس مجلس شورای اسلامی بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
این یادداشت خطاب به کشورهای مسلمان منطقه در هفته پنجم جنگ تحمیلی سوم علیه ایران نگاشته میشود؛ جنگی که جمهوری اسلامی ایران آن را انتخاب و آغاز نکرد، اما اکنون به نمادی از ایستادگی آزادیخواهان، استقلالطلبان و مخالفان سلطهگری در جهان تبدیل شده است.
جنگی که ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل، نه تنها علیه ایران عزیز، بلکه علیه امنیت منطقه و ایده وحدت و برادری اسلامی به راه انداختند. در این مقطع، لازم میدانم نکاتی را درباره این فتنه اسرائیلی ـ آمریکایی، آینده منطقه و جایگاه ایده وحدت اسلامی مطرح کنم.
اولویت جمهوری اسلامی ایران همواره تقویت روابط با کشورهای همسایه و جهان اسلام بوده است. ایران نهتنها تهدیدی برای کشورهای منطقه محسوب نمیشود، بلکه همواره دست دوستی و برادری خود را به سوی همسایگان و کشورهای مسلمان دراز کرده است.
توافق پکن میان جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی عربستان سعودی یکی از جلوههای مهم این رویکرد بود؛ توافقی که از سوی دو رئیسجمهور ایران، شهید آیتالله رئیسی و دکتر پزشکیان، پیگیری شد و مورد تأیید رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز قرار گرفت. ملاقات کمسابقه ایشان با وزیر دفاع وقت عربستان نیز نشانهای دیگر از همین رویکرد بود. این روابط بر مبنای اصل برادری و وحدت جهان اسلام و بیاعتمادی به جبهه استکبار دنبال شد.
بر همین اساس، در جنگ پیشین، با وجود آنکه ایران از ظرفیت تحمیل هزینههای سنگین به آمریکا برخوردار بود، برای جلوگیری از گسترش درگیریها در سطح منطقهای و حفظ همبستگی میان کشورهای اسلامی، از ورود به جنگ در سطح منطقه خودداری کرد.
در عین حال، جمهوری اسلامی ایران همواره بر اساس آموزه قرآنی «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (انفال: 60) بر این باور بوده است که تأمین امنیت پایدار مستلزم اتکا به توانمندیهای بومی و استقلال راهبردی است.
تحولات چند سال اخیر درست بودن این رویکرد را تایید کرده است اما در کشورهای همسایه ما تجربه حمله اسرائیل به قطر و عدم واکنش دفاعی پایگاههای آمریکایی مستقر در آن کشور یا همچنین استفاده از این زیرساختهای نظامی در جنگ تحمیلی سوم علیه ایران، برای حمله به ایران نشان داد، که این پایگاهها لزوماً برای تأمین امنیت کشورهای میزبان ایجاد نشدهاند و در عمل ابزاری برای پیشبرد اهداف توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی هستند و آشکار شد که نهتنها به افزایش امنیت کمک نکردند، بلکه به عاملی برای افزایش ناامنی در منطقه تبدیل شدند.
جهان اسلام فراموش نکرده است که نخستوزیر رژیم جعلی اسرائیل با صراحت بر پیگیری رؤیای «اسرائیل بزرگ» تأکید کرد و سفیر آمریکا در اسرائیل نیز آن را حق اسرائیل برای امتداد سرزمینی از رود نیل تا رود فرات دانست و حتی گفت اگر اسرائیل همه این سرزمینها را بگیرد، اشکالی ندارد. همچنین هنوز زمان زیادی از افشاگری بزرگ رئیس سابق مرکز مبارزه با تروریسم آمریکا نگذشته است که گفت داعش، بهعنوان یکی از عوامل ناامنی منطقه، توسط آمریکاییها برای پیشبرد اهدافشان ایجاد شده است.
ما بر اساس اصولی که داشتیم، با اتکا به قدرت درونی و مستظهر به نصرت الهی، خود را برای چنین رویاروییای آماده کرده بودیم و دیدید که در دفاع مشروع از خود راسخ، توانا و قدرتمند بودیم. این رشادت، دلاوری و قدرت چنان باشکوه بود که مسلمانان و آزادگانِ بهستوهآمده از ظلم جهانخواران و کودککشان را مفتخر ساخت و جبهه اشرار را سرافکنده کرد. این قدرت، ناشی از ایمان به سنتهای الهی و حاصل اعتماد نکردن به بیگانه بود؛ مقاومتی آموزنده و ظلمتشکن.
چیزی که استکبار از آن میترسید، تحقق یافته است. «نه گفتن» به استکبار، قدرت و نفوذ پیدا کرده و این جبهه، همراهان جدید را به پیوستن دعوت میکند. این آموزه پیامبر اکرم(ص) و سفارش قرآن کریم است که متأسفانه در سایه ادبیات رعبآفرین جبهه استکبار قرار گرفته و باید از زیر این ابر بیرون آمده و بر پیشانی روابط کشورهای مسلمان بنشیند.
برادران مسلمان و همسایگان گرامی!
امروز روشن شده است که این، جنگ اسرائیل است و همه این ناامنیها و هزینههایی که جهانیان و حتی مردم آمریکا متحمل شدهاند، بهخاطر منافع اسرائیل و نتانیاهو بوده است.
در سالهای گذشته، این تصور بهطور گسترده القا میشد که ایران عامل اصلی بیثباتی در منطقه است و بر همین اساس، منابع مالی عظیمی از جهان اسلام صرف خرید تسلیحات و تقویت ساختارهای نظامی شد.
درست در زمانی که پس از جنایتهای ضدبشری در غزه، برای مسلمانان جهان مشخص شد که عامل ناامنی منطقه رژیم صهیونیستی با حمایتهای آمریکا است، لابی قدرتمند صهیونیستی، آمریکا را بهگونهای وارد جنگ با ایران کرد که ایران برای حفظ موجودیت خویش مجبور به حمله به پایگاهها، سربازان و منافع آمریکاییها در منطقه شد؛ و جالب آنکه نخستوزیر جنایتکار اسرائیل، که خود آغازگر جنگ و عامل اصلی همه هزینههای امنیتی، اقتصادی و سیاسی منطقه است، فریبکارانه از ائتلاف با کشورهای منطقه برای مقابله با «تهدید ایران» سخن گفت.
همین باند فریبکار امروز نیز تلاش میکند بار دیگر آدرس غلط بدهد و این تصور باطل را در میان سران کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس ایجاد کند که اگر ایران از این جنگ پیروز بیرون بیاید، امنیت به منطقه بازنخواهد گشت، و میکوشد کشورهای منطقه را به حمایت از تشدید تنش تشویق کند.
این در حالی است که تشدید تنش بالاجبار با پاسخ قاطع و گستردهتر ایران به منافع آمریکاییها در منطقه روبهرو خواهد شد؛ امری که صرفاً به ناامنی بلندمدت، تخریب زیرساختهای منطقه و فرار دائمی سرمایهگذاران میانجامد و پیش از همه، کشورهای منطقه هزینههای سنگین این سیاست را خواهند پرداخت.
ما بارها گفتهایم که حفظ امنیت منطقه بیش از دیگران به نفع کشورهای منطقه، از جمله ایران، است. امنیت پایدار منطقه اولویت ماست و سابقه ما نیز نشان میدهد که به این امر باور داریم در همین راستا ما معتقدیم اقتصادی پایدار است که امنیت بومی و منطقه ای تولید کند و امنیتی پایدار است که منافع اقتصادی مشترک آن را تضمین کند. بنابراین کشورهای حاشیه خلیج فارس میتوانند در قالب توافقات دوجانبه و چندجانبه امنیتی، که با تعریف منافع اقتصادی مشترک تضمین میشود، بدون دخالت خارجی، امنیتی پایدار برای منطقه ایجاد کنند و به یکی از امنترین مناطق دنیا تبدیل شده و پذیرای سرمایهگذاران از سراسر جهان باشند. این تصمیمی است که شما باید برای آینده مردم و کشور خود بگیرید.
برادران عزیز!
تجربههای دشوار سالهای گذشته اکنون پیش روی ما قرار دارد و زمان آن رسیده است که از آنها درس بگیریم. بهروشنی میتوان گفت که دوران اتکا به الگوی «پتروامنیت» رو به پایان است امنیت را نمی شود خرید بلکه باید آن را تولید کرد. صرفا با خرید تجهیزات و امنیت کرایه ای نمی توان امنیت را تضمین کرد، بلکه امنیت پایدار تنها از طریق پیوند و همافزایی میان ظرفیتهای اقتصادی، هویت فرهنگی، واقعیتهای جغرافیایی و همکاری میان همسایگان شکل میگیرد.
روسای جمهور آمریکا می آیند و می روند اما ایران در این منطقه خواهد ماند. این واقعبینی باید به وجود آید که عوامل اصلی ناامنی منطقه حذف شوند و بهسوی «امنیتِ منهای آمریکا و اسرائیل» حرکت کنیم. وقتی ایران بهتنهایی توانسته است در برابر قدرت ظاهری دشمن صهیونی ـ آمریکایی ایستادگی کند و آنها را به استیصال بکشاند، اتحاد برادرانه ما میتواند اجازه ندهد حتی نطفه ناامنسازی منطقه بسته شود.
ما باور داریم که با تعریف همکاری متقابل و دارای منافع سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی، میتوان به هدف توسعه و امنیت پایدار جمعی دست یافت. جمهوری اسلامی برای چنین همکاری و ایدهای کاملاً آماده است.
و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین
***
عبور از «پتروامنیت» به معنای آزادسازی میلیاردها دلار بودجهای است که پیش از این صرف خرید تسلیحات تهاجمی میشد. در دکترین جدید، این منابع مالی به سمت «امنیتِ زیرساختی» و پروژههای مشترک ترانزیتی سوق مییابد که خود تولیدکننده ثبات هستند. تحلیل اقتصاد سیاسی نشان میدهد که رؤسای جمهور آمریکا (از جمله ترامپ) همواره امنیت منطقه را به عنوان ابزاری برای تراز تجاری خود دیدهاند، اما ایران امنیت را پیشنیاز شکوفایی میداند. واقعبینی استراتژیک ایجاب میکند که کشورهای منطقه با درکِ زوال قدرت فرامنطقهای، به سمت مدلی حرکت کنند که در آن «ژئوپلیتیک مقاومت» با «ژئواکونومیِ وحدت» گره خورده است. این تنها راه صیانت از ریال و درهم در برابر نوسانات دلاری و شوکهای سیاسی واشینگتن در افق ۲۰۲۶ است.