نتایج نظرسنجی جدید اندیشکده بینالمللی OMFIF از ۹۰ نهاد مالی با سرمایه ۱۰ تریلیون دلار نشان میدهد که برای نخستینبار، تمایل بانکهای مرکزی جهان برای کاهش ذخایر دلاری در دهه آینده از موافقان افزایش آن پیشی گرفته است. این رویکرد به دلیل تشدید ریسکهای ژئوپلیتیکی و نوسانهای دائمی بازار شکل گرفته و به افزایش بیسابقه تقاضا برای طلا و ارزهای جایگزین منجر شده است. علاوه بر این، ۶۶ درصد از بانکهای مرکزی جهان در حال ادغام هوش مصنوعی در ساختار مدیریت ذخایر ارزی خود برای مقابله با چالشهای نوین هستند.
آغاز روند تنوعبخشی به ذخایر ارزی و افول تکقطبی دلار
تغییرات ساختاری در استراتژیهای مالی بینالمللی حاکی از حرکت جدی نظام پولی جهان به سمت یک نظم چندقطبی است. یافتههای آماری نشان میدهد که ۷۹ درصد از بانکهای مرکزی و ۶۰ درصد از صندوقهای سرمایهگذاری عمومی، پایان سیطره مطلق دلار را پیشبینی میکنند. فعالان اقتصادی با هدف کاهش وابستگی به سیاستهای مالی ایالات متحده، سهم ارزهای فرعی نظیر کرون نروژ، دلار نیوزیلند و پوند استرلینگ را در سبد داراییهای خود افزایش میدهند. اگرچه دلار همچنان به عنوان ارز غالب شناخته میشود، اما بروز تردیدهای جدی در میان مدیران ارشد مالی، شتاب چرخش به سمت ارزهای جایگزین را دوچندان کرده است.
درخشش مجدد طلا به عنوان پناهگاه امن داراییهای حاکمیتی
فلز زرد بار دیگر به کانون اصلی راهبردهای مدیریت ریسک در ساختار بانکهای مرکزی جهان تبدیل شده است. اطلاعات آماری نشان میدهد که در حال حاضر ۸۲ درصد از بانکهای مرکزی جهان، بخش مهمی از داراییهای خود را به صورت طلا نگهداری میکنند. همچنین خالص ۳۰ درصد از پاسخدهندگان در این نظرسنجی اعلام کردهاند که ظرف ۱ تا ۲ سال آینده سهم طلا را در ذخایر خود به طور ملموسی افزایش خواهند داد. این هجوم ساختارمند به سوی داراییهای فیزیکی، واکنشی مستقیم به نااطمینانیهای سیاسی و تورم ناشی از سیاستهای پولی اقتصادهای توسعهیافته به شمار میرود.
انقلاب هوش مصنوعی در استراتژیهای مدیریت دارایی جهان
بهکارگیری فناوریهای نوین و سیستمهای پردازش پیشرفته به ابزار اصلی نهادهای مالی برای مواجهه با نوسانهای دائمی بازار تبدیل شده است. بر اساس مستندات این گزارش، بیش از ۶۶ درصد بانکهای مرکزی برنامههای مدونی برای گسترش و ادغام هوش مصنوعی در فرآیندهای تحلیل داده و کارکردهای پشتیبانی خود دارند. بررسیها نشان میدهد که شکاف عمیقی در این حوزه میان کشورهای مختلف وجود دارد؛ به طوری که ۸۹ درصد بانکهای مرکزی در اقتصادهای پیشرفته از این ابزار بهره میبرند، در حالی که این رقم در بازارهای نوظهور معادل ۴۴ درصد است. رونق هوش مصنوعی همچنین کشورهای آمریکا و چین را به جذابترین مقاصد جذب سرمایه تبدیل کرده است.
تغییر جغرافیای سرمایهگذاری و تمایل به بازارهای نوظهور
صندوقهای ثروت ملی و نهادهای سرمایهگذاری بزرگ جهان در حال بازنگری جدی در جغرافیا و طبقه داراییهای هدف خود هستند. آمارها نشان میدهد که تمایل به افزایش سرمایهگذاری در اقتصادهای توسعهیافته از ۴۷ درصد در سال گذشته به ۲۵ درصد سقوط کرده است، در حالی که اشتیاق برای ورود به بازارهای نوظهور با جهشی چشمگیر از ۲۷ درصد به ۳۸ درصد افزایش یافته است. این سرمایهگذاران نهادی تمایل بسیار بالایی برای تملک داراییهای فیزیکی نظیر زیرساختها و املاک نشان میدهند و نزدیک به ۶۰ درصد آنها برنامههای مشخصی را برای توسعه سرمایهگذاری در این بخشها طی ۲ سال آینده تدوین کردهاند.
***
چرخش بیسابقه بانکهای مرکزی به سمت کاهش سهم دلار و افزایش ذخایر طلا، نشاندهنده تغییر پارادایم در نظام مالی بینالمللی و حرکت به سوی ساختار چندقطبی است. این رویکرد بستر مناسبی را برای بازارهای نوظهور فراهم میسازد تا سهم بیشتری از جریان سرمایه جهانی را به دست آورند. ورود گسترده هوش مصنوعی به فرآیندهای مدیریتی نهادهای مالی، سرعت تصمیمگیری و عمق تحلیلها را در شرایط بحرانی افزایش میدهد. ثباتزدایی از جایگاه دلار میتواند ارزش داراییهای فیزیکی و استراتژیک را در میانمدت تقویت کند و کشورهای در حال توسعه باید زیرساختهای حقوقی و فناوری خود را برای جذب این نقدینگی بینالمللی بهینهسازی کنند. کاهش اتکا به یک ارز واحد، ریسکهای سیستماتیک تجارت جهانی را توزیع خواهد کرد.