رئیس هیئت مدیره هلدینگ سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات با تغییر جهت از رویکرد ظرفیتسازی به سمت تضمین امنیت تأمین، ثبات در زنجیره فولاد را منوط به توسعه اکتشافات معدنی دانست. محمد آقاجانلو با اشاره به دوره طولانی ده ساله میان کشف تا بهرهبرداری از معادن، بر ضرورت ثبات مقررات برای جذب سرمایهگذاریهای ریسکپذیر تأکید کرد. وی همچنین ورود فناوریهای نوین نظیر هوش مصنوعی، پیادهسازی اقتصاد چرخشی در بازیافت باطلهها و یکپارچهسازی زنجیره ارزش را از ارکان حیاتی تابآوری این صنعت برشمرد.
تغییر پارادایم صنعت فولاد از توسعه ظرفیت به پایداری زنجیره تأمین
معیارهای سنجش موفقیت در متالورژی و استخراج کشور دستخوش تحولی بنیادین شده است. سالها توسعه صنعت فولاد ایران با افزایش ظرفیت تولید سنجیده میشد، اما امروزه نشانههای روشنی وجود دارد که ادامه این مسیر بدون تقویت بخش معدن، بهویژه در بحث اکتشاف، دیگر امکانپذیر نیست. اگر در گذشته دغدغه اصلی افزایش تولید فولاد بود، اکنون حفظ پایداری زنجیره تأمین مواد اولیه به مهمترین چالش این صنعت تبدیل شده است. واقعیت این است که توسعه واحدهای فولادی در سالهای اخیر با سرعت بیشتری نسبت به توسعه اکتشاف و استخراج پیش رفته است. نتیجه این عدم توازن، افزایش فشار بر ذخایر شناختهشده و دشوارتر شدن تأمین پایدار مواد اولیه در سالهای آینده خواهد بود.
ضرورت تبدیل اکتشافات معدنی به یک اولویت کلان ملی
زمانبر بودن فرآیندهای معدنکاری سرمایهگذاریهای زودهنگام را در این بخش الزامی میکند. اکتشاف نباید دیگر صرفاً یک فعالیت اقتصادی یا پروژهای محدود به شرکتهای معدنی تلقی شود، بلکه باید به یک اولویت ملی تبدیل شود؛ زیرا فاصله میان کشف یک ذخیره معدنی تا بهرهبرداری از آن، معمولاً بیش از ۱ دهه زمان نیاز دارد و هرگونه وقفه در این مسیر، آثار خود را در سالهای آینده نشان خواهد داد. با این حال، توسعه اکتشاف بدون اصلاح بسترهای سرمایهگذاری نتیجه مطلوبی نخواهد داشت. معدنکاری از جمله فعالیتهایی است که سرمایهگذاری سنگین، دوره بازگشت طولانی و ریسک بالایی دارد.
امنیت سرمایهگذاری بلندمدت در گرو ثبات مقررات و قوانین دولتی
پیشبینیپذیری افقهای اقتصادی محرک اصلی ورود سرمایههای بخش خصوصی به اکتشافات است. در چنین شرایطی، بیش از هر عامل دیگری، ثبات مقررات و امکان پیشبینی آینده اهمیت پیدا میکند. تغییرات مکرر در سیاستها، فرآیندهای اداری و سازوکارهای مرتبط با حقوق دولتی، افق اقتصادی پروژهها را مبهم میکند و انگیزه سرمایهگذاری بلندمدت را کاهش میدهد. تجربه کشورهای موفق معدنی نیز نشان میدهد که چارچوبهای حقوقی شفاف و کمنوسان، یکی از مهمترین عوامل جذب سرمایه در این بخش است.
تحول فناورانه و نقش هوش مصنوعی در افزایش تابآوری معادن
ابزارهای نوین پردازش داده جایگزین روشهای سنتی مدیریت کارگاههای معدنی میشوند. امروز دیجیتالسازی، اتوماسیون، تحلیل دادههای عملیاتی و بهرهگیری از هوش مصنوعی، تنها ابزارهای افزایش بهرهوری نیستند؛ بلکه در شرایطی که زنجیرههای تأمین جهانی با ریسکهای ژئوپلیتیکی مواجهاند، این فناوریها به ابزاری برای افزایش تابآوری صنعت نیز تبدیل شدهاند. کاهش وابستگی به تجهیزات وارداتی، بهینهسازی عملیات و تصمیمگیری مبتنی بر داده، مزیتهایی هستند که بدون تحول فناورانه دستیافتنی نخواهند بود.
سودآوری اقتصاد چرخشی با بازیابی پسماندها و باطلههای معدنی
رویکردهای زیستمحیطی میتوانند به کانالهای جدیدی برای خلق ثروت در شرکتها تبدیل شوند. اقتصاد چرخشی نیز میتواند بخشی از فشار وارد بر منابع معدنی را کاهش دهد. بسیاری از باطلهها و پسماندهای معدنی که در گذشته فاقد ارزش اقتصادی تلقی میشدند، امروز با استفاده از فناوریهای جدید قابلیت بازیابی دارند. البته تحقق این رویکرد زمانی امکانپذیر است که اقتصاد چرخشی از یک الزام زیستمحیطی به یک مدل اقتصادی سودآور برای شرکتها تبدیل شود.
زیرساختهای انرژی و یکپارچهسازی زنجیره ارزش به سبک صنایع بزرگ
تولید پایدار بدون هماهنگی میان بخشهای لجستیک، آب و برق میسر نخواهد شد. معدن بدون دسترسی پایدار به انرژی، آب و شبکه حملونقل، حتی در صورت برخورداری از ذخایر غنی، نمیتواند به تولید پایدار منجر شود. از این منظر، توسعه بخش معدن باید همزمان با توسعه زیرساختها دنبال شود. تجربه شرکتهایی مانند فولاد مبارکه نیز نشان میدهد که حرکت به سمت یکپارچهسازی زنجیره ارزش، میتواند ریسک تأمین مواد اولیه را کاهش و امکان برنامهریزی بلندمدت را افزایش دهد؛ هرچند این رویکرد باید همواره با حفظ فضای رقابتی در بازار همراه باشد.
***
تحلیل دیدگاههای ریاست هیئت مدیره ومعادن نشان میدهد که صنعت فولاد ایران از فاز توسعه کمی عبور کرده و وارد فاز بحران تأمین مواد اولیه شده است. عقبماندگی بخش اکتشاف نسبت به ظرفیتهای ذوب، ریسک بزرگی را متوجه پایداری تولید میکند که حل آن نیازمند سیاستگذاریهای بلندمدت و رفع بروکراسیهای مربوط به حقوق دولتی است. سرمایهگذاری هوشمندانه در حوزه هوش مصنوعی و دیجیتالسازی معادن میتواند به عنوان یک ضربهگیر در برابر هزینههای بالای استخراج عمل کند. در نهایت، پیوند دادن زنجیره ارزش هلدینگهای بزرگی مانند ومعادن و فولاد مبارکه به زیرساختهای پایدار انرژی و لجستیک، تنها راهکار حفظ رقابتپذیری در بازار فلزات اساسی کشور خواهد بود.