امین ابراهیمی، مدیرعامل شرکت فولاد خوزستان در نشست کمیته راهبری ۴ آذرماه، پارادایم جدیدی را برای عبور از بحرانهای تولید در صنعت فولاد ترسیم کرد. وی با اعلام دشواریهای ناشی از محدودیت ۳۰ درصدی گاز در زمستان پیشرو، نیروی انسانی متخصص و وفادار را تنها عامل بقای سازمان در برابر فرسودگی تجهیزات و چالشهای انرژی دانست. مدیریت ارشد این مجموعه صنعتی، موفقیت در پروژههای سنگین فنی مانند تعویض تیپلر را سندی بر ارجحیت مهارتهای انسانی بر سختافزار عنوان کرد.
تغییر بنیادین در نگرش به داراییهای استراتژیک
نشست کمیته راهبری شرکت فولاد خوزستان در تاریخ ۴ آذرماه، صحنه طرح یک استراتژی نوین مدیریتی بود که کانون توجه را از تجهیزات فیزیکی به سرمایههای انسانی تغییر داد. امین ابراهیمی، مدیرعامل این شرکت، در تحلیلی صریح اعلام کرد که بقای یک سازمان صنعتی در شرایط کنونی، دیگر وابسته به حجم سرمایه، سطح تکنولوژی و یا حتی استراتژیهای مکتوب نیست. مدیریت ارشد فولاد خوزستان تأکید دارد که نیروهای وفادار سازمانی، تنها اهرمی هستند که میتوانند شرکت را از دل بحرانهای پیچیده به سلامت عبور دهند. این رویکرد در صنعتی که به شدت به فرآیندهای سرمایهبر وابسته است، یک تغییر جهت معنادار محسوب میشود. صنعت فولاد کشور اکنون با چالشهای چندوجهی نظیر محدودیتهای حاملهای انرژی، فرسودگی خطوط و فشار هزینههای سربار دستبهگریبان است و در این اتمسفر، تکیه بر نیروی انسانی آگاه، راهکاری برای خنثیسازی تهدیدات محیطی به شمار میرود.
مدیریت بحران انرژی با تکیه بر هوش انسانی
مدیرعامل شرکت فولاد خوزستان، زمستان امسال را به دلیل اعمال محدودیت ۳۰ درصدی در تامین گاز، سختترین فصل کاری پیشروی این مجموعه صنعتی توصیف کرد. واقعیتهای میدانی نشان میدهد که در چنین شرایط بحرانی، یک خط تولید پیچیده صرفاً با اتصال فیزیکی لولههای گاز فعالیت نمیکند، بلکه نیازمند مدیریت منعطف است. پایداری تولید در زمان کمبود انرژی، مستلزم تحلیلهای حساسیت دقیق، تصمیمگیریهای لحظهای و حیاتی، مدیریت هوشمند مصرف و پایش آنلاین فرآیندهاست. این اقدامات حیاتی را هیچ ماشینی به تنهایی انجام نمیدهد؛ بلکه تیمهای متخصص و باانگیزه با هماهنگی دقیق بینبخشی، ضربان تولید را حفظ میکنند. سازمانهایی که از چنین سرمایه انسانی برخوردارند، حتی در قلب محدودیتهای انرژی نیز فرصتهایی برای بهینهسازی و بقا خلق میکنند.
مهندسی معکوس پیچیدگیها در پروژههای فنی
خطوط تولید عظیم فولاد، از کورههای بلند گرفته تا واحدهای گندلهسازی، مجموعهای درهمتنیده از هزاران قطعه مکانیکی و سیستمهای اتوماسیون هستند. با این حال، مدیران فولاد خوزستان بر این باورند که پیچیدگی اصلی در خودِ سختافزار نیست، بلکه در توانایی فهم و مدیریت این سیستمها نهفته است. اجرای موفقیتآمیز پروژههای اخیر نظیر تعویض تیپلر جدید و بازسازی کامل و اساسی ریکلیمر، نماد بارزی از توانمندی مهندسی داخلی در این شرکت است. متخصصان داخلی این مجموعه توانستند عملیاتی چندلایه، پرخطر و نیازمند دقت مهندسی بالا را با تکیه بر دانش بومی به سرانجام برسانند. این دستاوردها اثبات میکند که آنچه «تولید پایدار» را تضمین میکند، صرفاً وجود ماشینآلات مدرن نیست، بلکه ظرفیت حل مسئله و مهارتهای عملیاتی نیروی انسانی است که به آهن سرد، جان میبخشد.
تمایز ماهوی سرمایه انسانی با داراییهای ثابت
نگاه دقیق به ساختار هزینهها و داراییها نشان میدهد که نیروی انسانی ویژگیهای متمایزی نسبت به سایر نهادههای تولید دارد. برخلاف ماشینآلات که با گذشت زمان دچار استهلاک و کاهش ارزش میشوند، سرمایه انسانی با بکارگیری بیشتر، صیقلخورده و ارزشمندتر میشود. این سرمایه شامل لایههایی از دانش ضمنی، تجربه انباشته، شایستگیهای فنی، خلاقیت و قضاوت مهندسی است که اگرچه در ترازنامههای مالی ثبت نمیشوند، اما پشتوانه اصلی هر تن فولاد تولیدی هستند. اگر امروز برخی کارخانههای فولاد کشور با وجود سرمایهگذاریهای کلان ارزی، در دستیابی به بهرهوری ناکام ماندهاند، ریشه آن را باید در فقدان سرمایه انسانی آموزشدیده جستجو کرد، نه در کمبود تجهیزات. نیروی انسانی متخصص با قابلیت یادگیری و نوآوری، ریسکهای عملیاتی را کاهش داده و کیفیت محصول را در تمام زنجیره ارزش ارتقا میدهد.
سه رکن کلیدی وفاداری سازمانی
امین ابراهیمی در تشریح مدل مدیریتی خود، سه رکن اساسی را برای ایجاد و حفظ وفاداری در سازمان معرفی کرد: «شفافیت در ارتباطات»، «عدالت یکپارچه» و «درک چرایی اهداف». این سه مولفه در محیطهای سخت و پرخطر صنایع فولادی اهمیتی دوچندان مییابند. کارکنانی که در خطوط مقدم تولید با خطرات روزمره مواجه هستند، تنها زمانی با تمام توان میجنگند که فضای سازمان را شفاف ببینند و عدالت را در تمامی سطوح لمس کنند. درک عمیق از اهداف و ماموریتهای سازمان، به نیروی کار انگیزه میدهد تا فراتر از وظایف محوله عمل کند. فناوری و اتوماسیون بدون حضور چنین انسانهای متخصصی، تنها تودهای از ماشینهای خاموش خواهد بود؛ بنابراین آموزش و توسعه مهارتها در این شرکت، نه به عنوان هزینه، بلکه به عنوان سرمایهگذاری استراتژیک برای بقا تلقی میشود.
***
رویکرد اخیر مدیریت شرکت فولاد خوزستان نشاندهنده گذار از «توسعه سختافزاری» به «تابآوری مبتنی بر سرمایه انسانی» است. در شرایطی که صنعت فولاد ایران با ناترازی شدید انرژی و چالشهای تامین قطعات مواجه است، تمرکز بر ارتقای بهرهوری نیروی کار، هوشمندانهترین استراتژی دفاعی برای حفظ حاشیه سود و تداوم تولید محسوب میشود. دادههای عملکردی نشان میدهد که شرکتهایی با بدنه کارشناسی قوی، در زمان بروز شوکهای خارجی (مانند قطع گاز)، با سرعت و انعطاف بیشتری واکنش نشان میدهند و زیانهای ناشی از توقف تولید را به حداقل میرسانند. این استراتژی میتواند الگویی برای سایر صنایع انرژیبر کشور باشد تا امنیت تولید خود را بر پایههای پایدارتری بنا کنند.
