سناریوی تکان‌دهنده اقتصاد منهای فولاد؛ هزینه ۱۴ میلیارد دلاری ناترازی انرژی

توسط

فرضیه «اگر فولاد نبود» تصویر هولناکی از وابستگی مطلق و توقف تولید ملی را ترسیم می‌کند که متأسفانه با محدودیت‌های انرژی در حال تبدیل به واقعیت است. طی چهار سال اخیر، بحران انرژی خسارتی معادل ۱۴ میلیارد دلار به اقتصاد تحمیل کرده و تولید فولاد را در سال ۱۴۰۳ حدود ۸.۷۴ میلیون تن کاهش داده است. در این میان، شرکت فولاد خوزستان به‌عنوان پیشران صنعت، با افت تولید ۹۸۰ هزار تنی مواجه شده که امنیت شغلی ۲ میلیون نفر در زنجیره ارزش را تهدید می‌کند.

اگر فولاد نبود؛ فراتر از خاموشی یک کارخانه

تصور اقتصاد ایران بدون صنعت فولاد، صرفاً به معنای خاموشی چند واحد صنعتی یا افت شاخص‌های بورس نیست؛ بلکه به معنای فروریختن بنیان‌های تولید ملی است. فولاد در ساختار اقتصادی کشور، یک صنعت حاشیه‌ای محسوب نمی‌شود، بلکه پیشران اصلی اشتغال‌زایی، شریان حیاتی درآمد ارزی و پایه‌ای‌ترین رکن برای نقش‌آفرینی ایران در بازارهای جهانی و منطقه‌ای است. حذف یا حتی تضعیف این صنعت استراتژیک، مترادف با عقب‌نشینی آشکار از سنگر تولید، پذیرش وابستگی ذلت‌بار به واردات و فرسایش تدریجی توان صنعتی کشور خواهد بود. این خطر بزرگ، امروز نه در قالب یک فرضیه، بلکه در سایه محدودیت‌های شدید و مزمن انرژی، بیش از هر زمان دیگری موجودیت صنعت را نشانه رفته است.

صورت‌حساب واقعی محدودیت‌ها برای اقتصاد ملی

آمارها نشان می‌دهد که در چهار سال گذشته، اعمال محدودیت‌های سخت‌گیرانه انرژی بر صنایع بزرگ، به‌ویژه صنعت فولاد، حدود ۱۴ میلیارد دلار زیان مالی مستقیم به اقتصاد کشور وارد کرده است. این عدد حیرت‌انگیز زمانی معنای واقعی خود را نشان می‌دهد که بر اساس منطق «اگر فولاد نبود» به آن نگریسته شود. در سال ۱۴۰۳، صنعت فولاد با بی‌سابقه‌ترین سطح محدودیت‌های انرژی دست‌وبنجه نرم کرد و نتیجه آن، از دست رفتن ۸.۷۴ میلیون تن محصول بود. سهم شرکت فولاد خوزستان از این زیان، ۹۸۰ هزار تن ثبت شده است. از آنجا که فولاد خوزستان بزرگ‌ترین تأمین‌کننده شمش کشور است، این کاهش تولید فراتر از یک واحد صنعتی بوده و به معنای اختلال در خوراک‌دهی به ده‌ها واحد نورد و ایجاد تلاطم در بازار داخلی است.

ابعاد ۳.۹ میلیارد دلاری تولید از دست رفته

محاسبات دقیق اقتصادی بیانگر آن است که ارزش «عدم‌النفع» ناشی از تولید از دست رفته فولاد تنها در سال ۱۴۰۳، حتی با لحاظ کردن قیمت‌های پایین جهانی، بالغ بر ۳.۹ میلیارد دلار بوده است. وقتی نگاهی به بازه زمانی ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ می‌اندازیم، عمق فاجعه نمایان‌تر می‌شود؛ در این دوره مجموع تولید از دست رفته فولاد ایران به دلیل بحران انرژی به رقم ۲۶.۲ میلیون تن رسیده است. این اعداد و ارقام صرفاً آمار نیستند، بلکه نشان‌دهنده ابعاد واقعی بحرانی هستند که سرمایه‌های ملی را می‌بلعد و فرصت‌های رشد را از بین می‌برد.

سناریوی وابستگی مطلق و تهدید امنیت زنجیره

در پاسخ به این پرسش که «اگر فولاد نبود چه می‌شد؟» باید گفت مسئله فقط توقف تولید نیست؛ مسئله تبدیل شدن ایران به یک واردکننده محض است. در چنین شرایطی، کشور ناچار بود منابع ارزی محدود خود را که باید صرف زیرساخت‌ها شود، در بازاری آمیخته با تحریم و ریسک‌های ژئوپلیتیک، صرف واردات شمش و مقاطع فولادی کند. صنایع وابسته مانند نورد، ساختمان، لوازم خانگی و خودروسازی یا باید تعطیل می‌شدند یا با حداقل ظرفیت کار می‌کردند. در این معادله، تضعیف فولاد خوزستان به دلیل جایگاه محوری آن در تأمین شمش، مستقیماً امنیت کل زنجیره فولاد کشور را با مخاطره جدی روبه‌رو می‌کرد.

خطر بیکاری برای ۲ میلیون نفر

در سناریوی حذف یا تضعیف فولاد، معیشت حدود ۲ میلیون خانواده که به‌طور مستقیم و غیرمستقیم به این صنعت وابسته‌اند، در معرض فروپاشی قرار می‌گرفت. شرکت فولاد خوزستان به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین کارفرمایان صنعتی در جنوب غرب کشور، لنگرگاه ثبات اقتصادی و اجتماعی در منطقه‌ای است که خود با چالش‌های ساختاری اشتغال روبه‌روست. هرگونه اختلال در خطوط تولید این شرکت، مستقیماً بر سفره خانوارها و امنیت اجتماعی اثرگذار است. علاوه بر این، ایران جایگاه ممتاز خود در بازار منطقه‌ای را به رقبایی تقدیم می‌کرد که شاید بهره‌وری بالاتری ندارند، اما از سیاست‌های انرژی پایدارتری برخوردارند.

شکاف عمیق میان ظرفیت‌سازی و تولید واقعی

بررسی روند توسعه نشان می‌دهد که طی بازه ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴، ظرفیت تولید فولاد ایران با جهشی ۱۲۲ درصدی و رشد ۲۷.۵ میلیون تنی، به بیش از ۵۰ میلیون تن در سال رسیده است. ایران تنها کشوری در خارج از شرق آسیا بوده که چنین رشدی را تجربه کرده است. اما پارادوکس تلخ اینجاست که نسبت تولید واقعی به ظرفیت نصب‌شده در ایران، همچنان پایین‌تر از نُرم جهانی است. در سال ۱۴۰۳ با وجود ظرفیت ۵۰ میلیون تنی، تولید واقعی کشور روی عدد ۲۹.۹ میلیون تن متوقف ماند. بخش بزرگی از این شکاف، محصول محدودیت‌های انرژی تحمیل‌شده بر پیشران‌هایی نظیر فولاد خوزستان است؛ شرکتی که اگر برق و گاز داشته باشد، می‌تواند بهره‌وری ملی را ارتقا دهد.

سقوط نرخ بهره‌برداری برخلاف روند جهانی

در حالی که نرخ بهره‌برداری از ظرفیت فولادسازی در جهان طی پنج سال اخیر بین ۷۵ تا ۸۰ درصد در نوسان بوده، این شاخص حیاتی در ایران روندی نزولی را طی کرده است. آمارها در سال‌های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ به ترتیب اعداد ۷۵.۷، ۶۶.۹، ۶۵.۷، ۶۵.۶ و در نهایت ۵۹.۸ درصد را نشان می‌دهند. این سقوط آزاد نرخ بهره‌برداری، زنگ خطری جدی برای سرمایه‌گذاری‌های انجام شده است. جهان در نقطه مقابل، فولاد را همچنان صنعت مادر می‌داند و سرمایه‌گذاری در آن را در سال ۲۰۲۳ حدود ۵۶ درصد افزایش داده است. حجم سرمایه‌گذاری جهانی در تولید فولاد به ۹.۹۳ میلیارد دلار رسیده که نشان می‌دهد دنیا حتی در بحران انرژی، فولاد را رها نکرده است.

فرسایش مزیت‌های نسبی با جهش هزینه‌ها

مزیت‌های رقابتی فولاد ایران که بر پایه انرژی و مواد اولیه استوار بود، اکنون در حال نابودی است. نگاهی به صورت‌های مالی شرکت‌ها نشان می‌دهد نرخ گاز مصرفی صنعت فولاد در پایان سال ۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۳۹۹، جهشی ۳۳ برابری و نرخ برق افزایشی ۲۰ برابری داشته است. این شوک هزینه‌ای برای غول‌هایی مانند فولاد خوزستان به معنای کاهش شدید حاشیه سود و محدود شدن منابع لازم برای طرح‌های توسعه‌ای است. اگرچه حرکت به سمت نیروگاه‌های خودتأمین آغاز شده، اما بدون اصلاح سیاست‌های کلان انرژی، این اقدامات نمی‌تواند جایگزین پایداری شبکه باشد و تداوم این وضعیت، اصل تولید ملی را تهدید می‌کند.

***

بازخوانی پرونده «اگر فولاد نبود» ثابت می‌کند که فولاد فراتر از یک کالا، نماد توسعه پایدار، اشتغال فراگیر و امنیت اقتصادی است. شرکت فولاد خوزستان در این میان، نقطه تلاقی صنعت و امنیت اجتماعی یک منطقه استراتژیک محسوب می‌شود. داده‌های آماری به‌وضوح گویای آن است که انتخاب میان «فولاد یا انرژی» یک دوگانه باطل است؛ راهکار اصلی، مدیریت بهینه انرژی برای حفظ تولید است. ادامه سیاست‌های محدودکننده شاید در کوتاه‌مدت چراغی را روشن نگه دارد، اما در بلندمدت چراغ صنعتی را خاموش می‌کند که هزینه نبودنش، ده‌ها برابر سنگین‌تر از هزینه تأمین انرژی آن است.

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

پیام بگذارید

اطلس اقتصاد