در محیط پیچیده و سرمایهبر صنعت فولاد، واحد مهندسی صنایع شرکت فولاد خوزستان به عنوان «لایه حیاتی تصمیمسازی پیش از اجرا» عمل میکند. مینا اقتداریان، مدیر این واحد، بر نقش محوری مهندسی صنایع در تضمین بهینگی اقتصادی و عملیاتی، و گذار از تصمیمات سنتی به رویکردهای دادهمحور تأکید دارد. این واحد با بهرهگیری از ابزارهای تحلیلی و شبیهسازی، ریسک سرمایهگذاریها را کاهش داده و تحول دیجیتال را نه به عنوان یک نمایش تکنولوژیک، بلکه به عنوان راهکاری برای حل مسائل واقعی راهبری میکند.
مهندسی صنایع؛ فراتر از اجرا، در قلب تصمیمسازی
مینا اقتداریان، مدیر واحد مهندسی صنایع شرکت فولاد خوزستان، فلسفه وجودی این واحد را با عبارتی دقیق تعریف میکند: «لایه تصمیمسازی پیش از اجرا». در حالی که واحدهای اجرایی بر عملیات روزمره و واحدهای توسعه بر ساختوساز تمرکز دارند، همواره خلأ یک نهاد ناظر بر کیفیت و بهینگی تصمیمات حس میشد. واحد مهندسی صنایع با پر کردن این شکاف، وظیفه دارد هر طرح و ایدهای را پیش از تخصیص منابع میلیاردی، از فیلترهای سختگیرانه اقتصادی، عملیاتی و استراتژیک عبور دهد. هدف نهایی، تبدیل یک طرح «قابل اجرا» به یک طرح «بهینه، پایدار و قابل دفاع» است تا از هدررفت منابع در مقیاسهای بزرگ جلوگیری شود.
اثرگذاری دوگانه بر عملیات و سرمایهگذاری
دامنه تأثیر این واحد بر شاخصهای کلان فولاد خوزستان در دو محور اصلی تعریف میشود. در «محور عملیات»، مهندسان صنایع با رصد دقیق دادههای فرآیندی، گلوگاهها و اتلافهای نامرئی را شناسایی کرده و راهکارهای بهبود بهرهوری ارائه میدهند. در «محور سرمایهگذاری»، این واحد با مدلسازیهای اقتصادی و سناریوسازیهای چندلایه، ریسک تصمیمات را کاهش داده و نرخ بازگشت سرمایه (ROI) را تضمین میکند. نتیجه این رویکرد دوگانه، کاهش پایدار قیمت تمامشده و افزایش تابآوری سازمان در برابر نوسانات بازار است.
دیدگاه سیستمی؛ بهینهسازی کل زنجیره ارزش
در صنعتی مانند فولاد که فرآیندها به شدت به هم وابستهاند، بهینهسازی جزیرهای محکوم به شکست است. اقتداریان تأکید میکند که تمرکز این واحد فراتر از یک ایستگاه کاری خاص است. آنها با ترسیم تصویر کامل زنجیره ارزش (Value Chain) و شبیهسازی جریان مواد و اطلاعات، اثرات متقابل تصمیمات را تحلیل میکنند. این نگرش کلنگر باعث میشود تا یک تغییر کوچک در ابتدای خط، منجر به بهرهوری مرکب و چشمگیر در کل سیستم شود و از بروز اثرات جانبی منفی در سایر بخشها جلوگیری گردد.
تحول دیجیتال؛ حل مسئله نه نمایش تکنولوژی
رویکرد فولاد خوزستان به انقلاب صنعتی چهارم و تحول دیجیتال، کاملاً عملگرایانه و مسئلهمحور است. به گفته اقتداریان، اولویت با خرید ابزار و نرمافزار نیست؛ بلکه ابتدا نقاط دارای عدم قطعیت و چالشهای تصمیمگیری شناسایی میشوند. سپس، ابزارهای دیجیتال تنها در صورتی به کار گرفته میشوند که بتوانند کیفیت و دقت این تصمیمات را ارتقا دهند. این استراتژی هوشمندانه تضمین میکند که بودجههای تحول دیجیتال دقیقاً در نقاطی هزینه شود که ارزش افزوده واقعی ایجاد میکند و از تبدیل شدن پروژهها به ویترینهای نمایشی جلوگیری میکند.
فرهنگسازی بهبود؛ مشارکت به جای مقاومت
یکی از دشوارترین وظایف مهندسی صنایع، تغییر فرهنگ سازمانی است. راهبرد این واحد برای همراهسازی پرسنل، استفاده از «دادههای واقعی میدان» است. وقتی کارکنان عملیاتی میبینند که راهکارهای پیشنهادی بر اساس تجربیات و مشکلات واقعی خودشان تدوین شده، مقاومت جای خود را به مشارکت فعال میدهد. در این مدل، بهبود نه به عنوان دستوری از بالا، بلکه به عنوان ابزاری برای کاهش فشار کاری و تنشهای عملیاتی معرفی میشود که ضامن پایداری تغییرات است.
مدیریت عدم قطعیت در محیط پرچالش
اقتداریان بزرگترین چالش این واحد را تصمیمگیری در محیطی پرفشار با محدودیت منابع و نوسانات شدید بیرونی (مانند قیمت انرژی و مواد اولیه) میداند. هنر مهندسی صنایع در ایجاد تعادل میان «واقعگرایی» و پرهیز از «تصمیمات شتابزده» است. در آیندهای که با هوش مصنوعی و پیچیدگیهای زیستمحیطی گره خورده، این واحد نقش معمار چارچوبهای تصمیمگیری را بازی خواهد کرد تا فناوریهای نوین در خدمت اهداف استراتژیک سازمان قرار گیرند.
شاخصهای موفقیت؛ کیفیت تصمیم، نه کمیت جلسات
در نهایت، متر و معیار موفقیت در این واحد مهندسی، تعداد گزارشها یا جلسات نیست. KPIهای اصلی بر روی سه محور متمرکز شدهاند: ۱. اثر ملموس اقتصادی و عملیاتی، ۲. ارتقای کیفیت جریان تصمیمگیری و ۳. پایداری و نهادینهسازی نتایج. این رویکرد تضمین میکند که تفکر تحلیلی و «نگاه جلوتر از اجرا» حتی با تغییر مدیران در بدنه سازمان باقی بماند. حمایتهای مدیریت ارشد و معاونت فناوری نیز بستر لازم برای این نقشآفرینی استراتژیک را فراهم کرده است.
